و خداوند عشق را آفرید...

سینمای غالب جهان به صورت کلی تحت تاثیر دو جریان قرار دارد: اروپا و آمریکا. نمود بارز تقابل این دو جریان مهم را می توان از منظر تقابل جشنواره ی فیلم کن و مراسم اسکار بررسی کرد.

جشنواره های سینمایی خود انواع گوناگونی دارند، اما در اینجا مدل سه جشنواره ی برتر جهان (کن، ونیز و برلین) به صورت عام و جشنواره ی کن به صورت خاص بررسی می شود.

مهم ترین مراسم های سینمایی جهان اسکار آمریکا، بفتای بریتانیا، سزار فرانسه و البته گلدن گلوب آمریکاست.

اما تفاوت های اصلی جشنواره ی کن با مراسم اسکار:

الف) صورت:

کن یک جشنواره ی بین المللی است و از تمام کشورهای جهان در آن فیلم پذیرفته می شود، در حالی که اسکار مختص فیلم های آمریکایی (یا انگلیسی زیان) است و تنها یک جایزه ی اسکار بهترین فیلم خارجی وجود دارد. در مورد همان یک جایزه هم هر کشور حق دارد تنها 1 نماینده اعلام کند که در نهایت 5 نامزد از 5 کشور اعلام می شود، در حالی که در کن ممکن است از یک کشور 50 فیلم دیده شود. (پارسال هیئت انتخاب کن تنها از ایران حدود 26 فیلم بلند رو دیده بودن فکر کنم)

کن بخش های مختلف داره و در بخش اصلی مسابقه ی آن حدود 20 فیلم حضور دارند که برای کسب نخل طلا با هم رقابت می کنند. در اسکار همه ی فیلم هایی که در سال قبل نمایش داده شده اند، می توانند نامزد دریافت جایزه شوند و درنتیجه هیئت انتخاب موضوعیت ندارد.

تعداد جایزه های اصلی بخش مسابقه ی کن محدود است (7 جایزه) در حالی که اسکار برای تمامی جنبه های فنی/ تکنولوژیک سینما نیز جایزه دارد، در کن نامزدها اعلام نمی شوند، اما در اسکار در هر بخش 5 نامزد اصلی اعلام می شود.

جشنواره ی کن در مدت برگزاریش فیلم های بخش های مختلف را در کاخ جشنواره نمایش می دهد، اما در اسکار از نمایش فیلم خبری نیست.

جشنواره ی کن هیئت داوران 9 نفره دارد، در حالی که در اسکار آکادمی شامل چند هزار عضو نامزدها و برندگان را تعیین می کنند.

فیلم هایی که در جشنواره ی کن پذیرفته می شوند، برای نخستین بار در جهان روی پرده می روند، در حالی که یکی از شروط پر کردن فرم شرکت در اسکار اکران عمومی فیلم به مدت معین است.

ب) محتوا:

کن نماینده ی سینما به مثابه ی هنر (روشنفکری/ جشنواره ای/ خاص/ ...) و اسکار نماینده ی سینما به مثابه ی صنعت/تجارت (عامه پسند/ هالیوودی/ کلیشه ای/...) است.

اسکار پدیده ای تبلیغاتی در فرهنگ پاپ آمریکایی است برای توده های عامه، کن پدیده ای سینمایی است برای ارتقا و تقدیر از هنر سینما.

بزرگان سینمای هنری جهان اکثرا در اروپا ظهور کرده اند، بزرگ ترین کارگردانان دوران طلایی سینما (دهه ی 1960) برگمان، تارکوفسکی، گدار، بونوئل، تروفو، فلینی، آنتونیونی، کیشلوفسکی و ... در جشنواره های اروپا جای داشته اند و نه در اسکار.

سینمای هنری اروپا در یک کلام سینمای صاحب "اندیشه" است و چون گوسفندان محترم در سراسر جهان از آن بی بهره اند، مسلما در میان مردم بازخورد چندان مثبتی ندارد!

جشنواره ها برای بقای "هنر" سینما حیاتی اند. "ارباب حلقه ها" بدون گرفتن 11 اسکار هم می تواند ساخته شود و میلیاردی هم فروش می کند، اما "داگویل" را اگر عامه ی مردم هم ببینند به خاطر حضور نیکول کیدمنه نه حضورش در کن و کارگردان برجسته ش و حرفی که داره و... (همین داگویل البته 14 میلیون دلار بیشتر در سراسر جهان فروش نکرده)

در سال 2003 "ارباب حلقه ها" در کن (و هیچ جشنواره ی مهم دیگری) جایی ندارد، اما در اسکار 11 جایزه می گیرد. در همان سال "فیل" (اتفاقا از آمریکا) در کن برنده ی نخل طلا و بهترین کارگردانی می شود، ولی در اسکار نامزد یک جایزه هم نمی شود. ("داگویل" هم همین وضعیت را دارد)

و البته فارغ از همه ی این ها شکی نیست که کن مهم ترین و معتبرترین پدیده ی سال سینمای جهان است. بگذار میمون های نادون و ملعون هر گونه که می خواهند "فکر" کنند.

پ.ن. امشب اختتامیه ی کن شصت و چهارمه.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ساعت ۷:۰ ب.ظ  توسط من  |