برای دومین بار - و این بار حضوری - بهش گفتم هنوز هیچ شانسی ندارم باهات باشم؟ محترمانه گفت نه.
خدافظی که کردیم زدم زیر گریه.
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۴ساعت ۱۱:۲۵ ب.ظ  توسط من
|
برای دومین بار - و این بار حضوری - بهش گفتم هنوز هیچ شانسی ندارم باهات باشم؟ محترمانه گفت نه.
خدافظی که کردیم زدم زیر گریه.